حكيم ميسرى

پيشگفتار 13

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )

و دين را ستون دانشها مىداند و مىگويد با اينكه ستاره‌شناسى دانش خوبى است ، با اين وجود اگر كسى آن را نداند گزندى ندارد ، و هم‌چنين اگر كسى رياضيات را ياد نگرفت و تحصيل نكرد زيانى ندارد ، امّا اگر پزشكى را و دين را نداند اين دنيا و هم آن دنيا ضرر خواهد برد . اگر كسى بيمار شود ، بيمارى ، او را از كسب دانش دين باز خواهد داشت ، زيرا انسان تا تندرست نباشد نمىتواند دانش دين را فراگيرد ، و از اينجا اهميّت علم پزشكى در ميان هر چهار علم آشكار مىگردد ، و ميسرى پزشكى را به همين سبب مهمّتر از علوم ديگر مىداند و بعبارت ديگر ، مىخواهد بگويد : دانستن طبّ سبب سلامت تن است و سلامت تن براى يادگيرى دانش ضرورى است . ستون هرچه از دانش چهار است * دو زان همواره مردم را بكارست نخستين زو ستاره ، كش بدانى * همه آيينهاى او بخوانى بدانى سربسر رفتار او را * ز نيكى و بدى كردار او را دگر دانش ترا گويم كدامست * مر او را هندسه زى روم نامست شمردن گرنه پيمودنش بنياد * جهان از دانش او هست آباد چه چاهست و چه بالاى بلندست * برون آرد به پيمودن كه چندست سيوم دانشِ ، پزشكى ، دانشِ تن * كه تن را داشتن بهتر ز جوشن چهارم دانشِ دينِ خدايى * كزو يابد تن از دوزخ رهايى ستاره گر ندانى زو گزيرست * و گرچه دانشِ خوب و هژبرست جهان پيمودن ارچه سودمندست * هم آن‌كس كش نداند بىگزندست پزشكى را و دين را گر ندانى * زيانست اين جهانى و آن جهانى يكى تن را ز بيمارى بسوزد * دگر جان را بدانش برفروزد پزشكى ، دانشش تن را پناهست * و دين ، دانستنش جان را سپاهست و گرچه دين ز هر دانش گزيدست * كه جان را رستن از بدها پديدست هم او را از پزشكى نيست چاره * نباشد با درستى كس هماره